|
|
|
|
|
سلام .. خوب و خوش و سرحال و سر کیف و سر افراز و سر بلند و سردار و سرتیپ و سر لشکر و سروان و سرشار و سرکار و سرباز و سروناز و سرتر و سرور و سرشیر و ... سردرد نشدید این همه سر سر کردم ... خوب از اینا بگذریم این دفه اومدم تا چند خصوصیت از افراد "دور اندیش" رو براتون بنویسم ... 1- میتونن همه دندوناشون رو با زبونشون لمس کنند ... 2- بعد از خوندن شماره یک اون رو امتحان میکنن ... 3- بعد خوندن شماره دو نیششون تا حدی که به زیبایی بیشترشون کمک کنه باز میشه ... 4- همشون بر این عقیده هستند که "پاتوقی شاد برای شادترین ها" بهترین وبلاگ روی این کره خاکی است ... البته به علت کمبود خاک روی این کره و داده شدن جای خاک به آسفالت و موزاییک و کاشی، بهتره زین پس بگیم توی این دنیا 5- اونایی که الآن گفتند چه قدر میخواد از خودش و وبلاگش تعریف کنه اصلا جزو این افراد نیستند و بسیار آدمای خیلی خیلی بدی هستند ... 6- ضمن تایید گزینه های بالا شماره بعدی رو مورد مطالعه قرار بدین 7- از لحاظ زیبایی جسمی که دیگه آن چیز که عیان است چه حاجت به بیان است، (در این مورد دوست ندارم تو روز روشن دروغ بگم) ولی از لحاظ زیبایی معنوی و روحی بسیار بسیار افراد خوب و ... دیگه به به !!!! (میگی نه بیا و ثابت کن که اینطوری نیست) 8- پس از رسیدن به جنس مخالف به شدت به وضع مالی و در آمد توجه دارند ... 9- افراد دور اندیش معمولا دور ها رو اندیشه میکنن ... یا شایدم اندیشه هاشون رو دور میکنن ... یاشایدم هیچکدوم دور کردن اندیشه رو بد میدونن ... یا کلا از اندیشه دوری میکنند ... شایدم یه دوره ای اندیشه میکردند ... چه میدونم اصلا ... 10- اون قبلی رو گفتم یاد یه جکی افتادم به یارو میگن تو چرا دیوونه شدی ... میگه قول بده اگه بهت قضیه رو بگم دیوونه نشی ... میگن باشه ... میگه من عاشق یه زن شدم که دختر 18 سله داشت و باهاش ازدواج کردم ... بابام هم دخترش رو برداشت ... الآن نمیدونم من پدرزن بابامم ... بابام دوماد منه ... زن من عروس بابامه ... دختر 18 ساله دخترمه یا زن بابامه ... بچشون نومه یا دادشمه ... بچه ما نوه بابامه یا برادر زنشه ... بی خیال اگه ادامشو بگمشما هم دیوونه میشین ... 11- آخ هواسم نبود داشتم خصوصیات افراد دور اندیشه رو میگفتمااااااااا ... 12- در عین حال که بروز نمیدن ولی همیشه یکی ته دلشون میگه "ای دل اگر عاشقی ... در پی دلدار باش" 13- این روزها ... همه "پاتوقی شاد برای شادترین ها" رو نگاه میکنن شما چه طور؟؟؟؟ 14- بله میگفتم که اصولا اینگونه افراد ... آخ هواسم نبود این یکی رو گفته بودم ... برین شماره بعدی رو بخونین 15- در راستای نظرات شما مبنی بر "اه مردشور برده چه قدر زیاد مینویسی" ... "عزیز، داداش، فدات شم، قربونت برم، تو همه جا این قدر پرحرفی؟" ... "وبلاگت خوبه ولی وقتشو کمتر کن ... یعنی کمتر بنویس ... به قول برو بچ کمتر زر بزن" ... "تو همه چونه گرمی داری واسه ..." .... "میگم این همه مینویسی زنگ تفریح هم واسه وبلاگت بذار" ... دیگه خلاصه از بس ما رو شرمنده کردین و این نظرات رو دادین دیگه ادامه خصوصیات این افراد رو نمیگم تا دلتون بسوزه ... 16- از اینا بگذریم دقت کردین من جدیدا از این علامت " خیلی استفاده کردم ... جدیدا یاد گرفتم ... آدم باید همیشه طالب علم و تنوع گرا و از این حرفا باشه دیگه ... 17- یه خاطره هشتاد و هفتی هم بگم ... مال امروز صبحه ... اول این که رفتم یزد کار داشتم ... نه بابا دوست د.خ.ت.ر کیلو چنده ... مسائل کاری بود ... نه بابا دروغم کجا بود .... ااااااااااااا حالا گیر دادیا نه بابا به جون خودم واسه کار بود ... ای بابا .... اصلا نمیگم ... راستی یه ادامه مطلب توپ و دست اول و مختصر و مفید و انصافا دست اول دست اول واستون گذاشتم ... یه سر بزنین ضرر نمیکنین ... در ضمن یه نظر سنجی هم گذاشتم تو وبلاگ ... خیلی نتیجش واسم مهمه ... حتما نظر بدین ... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت 11:9 بعد از ظهر توسط میبدی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلاااااااااااااااام ... خدمت همه دوستای گل و بلبل خودم .. چه دختر چه پسر ...کر همتونم ... (البته واسه باجنبه ها و با ادبا و باحیاها و با ایمان تر ها رو به طور ویژه تری کریم).....
عید همتون مبارک ...تا باشه عید و شادی و از این حرفا باشه .... به امید روزی که متن همه پیام ها این باشه: “مهدی آمد، انتظارها هم سرآمد … “ این عشق آتشین زدلم پاک نمی شود مجنون به غیر خانه ی لیلا نمیشود هر یوسفی که یوسف زهرا نمی شود
... دیگه این که قربوس وفای همگی ... تا باشه از این تبریکا باشه ... یه بار دیگه هم عید بر همتون مبارک باشه... راستی یه فرم کوچولو هم گذاشتم واستون بهش عمل کنین و بفرستین واسه اون دنیاتون .... ایشالا هر چه زودتر خودتون هم که رفتین اونجا بی کس و کار نباشی ... آخ ببخشید ... منظورم اینه که بعد ۱۲۰ سال که رفتین اون دنیاااا یه ثوابی هم برده باشین .. اونورااااااااااااااااا بر چهره پر ز نور مهدی صلوات بر جان و دل صبور مهدی صلوات
تا امر فرج شود مهیا بفرست بهر فرج و ظهور مهدی صلوات
... من دیگه سر از پا نمیشناسم ... هی میخوام تبریک بگم ... بازم تبریک ...
خلاصه دوستای گل ما رو تو این روزا دعا کنین ... در ضمن من به زبون خودم این عید رو تبریک گفتم ایشالا به کسی بر نخورده باشه ... میدونم بلد نبودم ... دیگه شرمنده ... غررررررررررررربوس همگی ... خدانگهدارتووووون |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 25 مرداد1387ساعت 4:11 بعد از ظهر توسط میبدی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلاااااااااااااام یه بار دیگه ... یه سلام گرم دیگه ... به دوستای خوف و گل و سنبل خودم بعد از اینکه حالتون خوبه و دماغا چاقه و لبا خندونه و ایناااااااا ... اومدم بگم که ... بابا ما تو پست قبلی نه قبلیش نه قبل از اون، یعنی میشه به عبارتی ... وایسین بشمرم ... گفتم وایسین باز که دارین میخونین ... خوب میشه سه تا پست قبل تری بلا نسبت یه غ.ل.ت.ی کردیم و از این پسرای بد بخت ذلیل شده ی بی زبون تعریف کردیم ... غافل از ماجراهایی که بعدش قراره واسمون اتفاق بیفته ... گذشت و یه ماجراهایی پیش اومد که علی رغم میل باطنیم (خداییش حرفای غلمبه ثلمبه رو حال میکنین علی رغم میل باطنی رو جدیدا یاد گرفتم ...) خوب میگفتم که علیرغم میل باطنی و اینام پست بعد از اون پست رو واسه رو کم کنی دختراااا ... با هزر بار آیه الکرسی خوندن و پونصد بار چهار قل خوندن ... یه شوخی مختصری با دخترا داشتیم ... بعد دیگه آقااااااااااا چشتون روز بد نبینه ... این دخترا حالا دیگه همه طرفدار حق شدند و همه حالا خواستار مساوات شدن و حالا این یکی میگه چرا بی احترامی میکنی ... اون یکی میگه چرا به ساحت مقدس دختر جماعت توهین کردی و ... خلاصه سر شما و دست خودم رو بیش از این درد نیارم که ما هم هی تحمل کردیم ... هی گفتیم بابا این چه کاری بود کردیم ... بعد به خیال خام خودمون گفتیم یه پست دیگه میزنیم ایشالا بقیه یادشون میره دیگه اون ماجرا ها رو ... حالا گرفته از شانس ما اون قبلیااااااا که دیگه حافظشون تو این هیری ویری خوب عمل میکنه و یه واو از اون ماجراها رو یادشون نرفته و دوباره از شانس بدمون اونایی هم که جدیدا اومدن سر زدن پستای قبلی رو هم خوندن دیگه این یکی انصافا نوبره ... دیگه خلاصش کنم ... مااااااااااا تسلیم ... الآنم هرچی فکرش رو میکنم تا نیاااااااام سر پسرا رو تو این وبلاگ نبرم این دخترا دست از این سر کچلمون بر نمیدارن ... الآنم چاقوو ساتور به دست اومدم که سر پسرا رو ببرم و با گوشتشون دو سه روز ناهار و شام نذری بدم ... بقیش رو هم بذارم فریزر که رمضون نزدیکه دیگه ایشالا افطاری بدیم ... و شب دو شنبه ای ثوابشو هم بفرستیم واسه اموات ... خلااااااااصه که شرمنده پسراااااااااااااااای گل ... چیه باز چرا این دخترا اینجوری نیگا میکنن ... خیله خوب ... پسرای خل خوبه ... بریم سر اصل مطلب ... چرا دخترا، واسه پسر نشدنشون خوشحال باشن ... (وااااای که چه قدر بدبختم من ... باید بشینم از خودم بد بگم) 1- بزرگترین نعمتی که دختراازش محرومند و پسرا ازش بهره میبرند خدمت مقدس سربازیه ... (آخه چرا ... مگه ما خونمون سفید تره ... چرا هیچ جای دنیاااا دختر جماعت سربازی نمیرن) 2- از همون کوچیکی اسباب بازی دخترا عروسکه ... پسرا هم تیر و تفنگ و لودر و بیل و کلنگه .... 3- در حالی که همیشه حرف حرف دختراست (حتی تو این وبلاگ) بازم غر و پرشون به جاست که چرا مساوات برقرار نیست و چرا مردا همه کارند و چرا کسی حرف ما رو گوش نمیکنه ... کجا حرف، حرف مرده ... آره تو نون گرفتن ... تو آشغال دم در گذاشتن ... تو پول خرج کردن ... آآآآآخ که چه قدر مظلومند این پسراااااا 4- این مورد چهارم فعلا خالی باشه، ایشالا قصد داریم بیایم یه پسر رو تو همین قسمت زنده به گور کنیم ... 5- اگه دعوایی چیزی تو زندگی پیش بیاد اونی که قهر میکنه میره خونه ننش زنه و اون بدبختی که حتی اگه حق با او هم باشه باید بره منت کشی و زن رو از خونه مامانش برگردونه مرده 6- اگه خدایی نکرده طلاقی در کار باشه اونی که مهریه میگیره زنه ... تازه غر هم میزنن که چرا حق طلاق با مرده (حالا خداییش اگه حق طلاق باشه واسه شما ... حالا شما حاضرین نصف مهریتون رو بدین به شوهرتون ... یا حداقل مهریه نخواسته باشین ... ) 7- تو بحث و مشاجره و ... دخترا همیشه مسلح به پاشنه کفش و این پسرا حتی یه کلاه ایمنی واسه دفاع هم ندارن و فقط باید بسوزن و بسازن 8- اگه جنگ بشه دخترا میشن ناموس ملت و پسرا باید برن بجنگند و کشته بشن و اسیر بشن ... جنگ که تموم شد دخترا آزادی میخوان ... نیومدن اسارت که ... 9- از کشت و کشتار پسرا تو جنگ و تصادف و اینا که میگذریم ... تو رفاقت هم این پسران که همیشه کشته مرده دختران ... تو تیکه انداختن تو خیابون هم پسرای بد بخت میگن میمیرم براااااات ....... 10- ................... ................................ | | | | | | | | | | | | | | | | | اینم چیز خاصی نیست یه چالست که تهش یه خورده نیزه گذاشتم که ایشالا چند تا پسر رو هم بندازیم تو این که دخترا حالشو ببرن ... 11- خفت و خواری و سختیش واسه مرداست ولی مدال طلا و دستبند طلا و انگشتر طلا و گوشواره طلاش رو میدن به زنااااااااا (دیگه چی از این بهتر ... مگه دخترا دیوونن که بخوان پسر باشند 12- از همه اینا که میگذریم ... اعتیاد کوفتی هم راست میاد گردن مردا رو میگیره ... 13- دیگه با این توصیفات و اینا .... و در عین حال اگه منم بگم غلت کردم دیگه بی خیال ماجرا میشن دخترا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 14- این یکی رو هم همینجوری دخترا واسه پسر نبودنشون خوش باشن که آمار بره بالا 15- دیگه حس نوشتن نیست ... واسه این موارد آخری یه قصاب آوردم که دیگه اینجا واستون پسرا سر ببره ... شما لذت ببرین 16- دادم ده تا دیگه پسر رو هم تو اسن یکی مورد سر ببرن 17- تو این یکی مورد دارن پوست پسرا رو زنده زنده میکنن 18- دیگه من داره حالم بد میشه ... تا حالا این همه جنایت نکرده بودم ... جون هر کی دوست دارین بذارینبقیه پسرا رو آزاد کنم برن ... بی زبونا گناه دارن .... واااااااااااااااای میدونین چی شد ... این قصابه میخوامد منو هم سر ببره ......... با اجازتون من یکی دیگه جیم شم .... . . . . از شوخی و قتل و عام و اینا که بگذریم ... دوستان یه خورده در ضمن انتقاداشون به بنده خیلی خیلی لطف هم داشتن که دیگه اعتماد رو بردن در حد المپیک ... که اگه یه 10 روز پیش این اتفاقا میفتاد از روحیه و جو زیاد جای رضا زاده میرفتم المپیک .... فعلاااااااااااااا غربوس همگی ... تا بعدن ... البته اگه قصابه بذاره منم زنده بمونم |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 21 مرداد1387ساعت 1:13 قبل از ظهر توسط میبدی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلاااااااااااااااااااام خدمت همه دوستان گل و بلبل و آواز خر در چمن .... نه ببخشید منظورم شما ها نبودااااااا .... اون تیکه آخر رو گفتم که قافیش جور بشه .... دیگه چی کار کنیم زدیم تو شعر و شاعری و ادبیات .... ای بابا ... ای بابا ...
خلاصه از همین رو امروز هوسمون شد یه بارم که شده یه شعرررر خیلی خیلی غیشنگ (همون قشنگ خودمون) واسه دوستان گلم بذارم .... بخونید و حالش ببرید و ثوابش رو خیرات اموات کنین روز پنجشنبه ای .... دیگه بیشتر از این حرف نمیزنم .... که دیگه شعرمون از دهن نیفته .... گنجشک های خونه ای چراغ هر بهانه « اردلان سرفراز»
وایسا ببینم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! من یه ساعت با هزار ناز و ادا نوشتم چیه اینجوری تند تند میخونیشن .... بابا پدرم در اومد این قدر سلیقه به خرج دادم .... بدو برو از اول بخون ... از اونجا که میدونم دیگه هیچکی به این بخش نمیرسه و هی میرن از اول میخونن .... دیگه من برم بگیرم بخوابم .................................................. به قول خودم فعلا واسه همیشه باااااااااااااااااای زووووود بر میگردم .... غربووووووووون همگی .... |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 17 مرداد1387ساعت 4:13 بعد از ظهر توسط میبدی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام خوبید برو بچ ... خوش میگذره ؟؟؟؟ ... به دوستای گلم باید عرض کنم که در راستای قولی که داده بودم و دیگه نمیتونم زیر قولم بزنم ... تو این آپم قصد دارم از خصوصیات دخترا بنویسم ... با این توضیح که فقط سعی میکنم حقیقت رو بنویسم ... یعنی میدونی چیه؟؟ قرار بود یه خورده هوا دخترا رو تو این پست داشته باشم ولی چون دیدم تو پست قبلی بی جنبه بازی درآوردن و به قول یارو گفتنی آب رو ندیده شنا گر ماهری بودند دیگه سعی کردم حداقل آب جلو روشون نذارم ... خلاصه ... خیلی سریع بریم سر اصل مطلب و اول از همه خلقت زن ... در یکی از ادیان که هنوز تو پاریس یه ته مونده ای از اون هستند عقیده بر اینه که خدا ابتدا انسان (مرد) رو آفرید و به خودش به خاطر این خلقت تحسین گفت و برای امتحان کردن انسان موجودی را برای جنگ و فساد و جدا ناشدنی از انسان آفرید که اون موجود کسی نبود جز زن ... خودتون خالی کنین .... بلند تر ..... جیییییییییییییغ بزنین ... از اعماق ته ...... هااااااااااااااااا ایننننننننننننننه |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 12 مرداد1387ساعت 8:0 بعد از ظهر توسط میبدی
|
|
||